Once upon a time, it was paradise
Once upon a time, I was paralyzed
Think I’m gonna miss these harbor lights
But it’s time to let it go
Once upon a time, it was made for us
Woke up one day, it had turned to dust
Baby, we were found, but now we’re lost
So it’s time to let it go
این ماجرا رو خیلی فوری و خلاصه میگم و مثل همیشه برام مهم نیست چه فکری دربارم دارید.
سال ۱۴۰۱ بود. به خاطر اتفاقاتی که از سر گذرونده بودم و خیلی هاش رو اینجا گفتم، همواره تحت نظر روانپزشک بودم (از ۱۳۹۹ شروع شده بود). در طول شبانه روز، چند نوع قرص مصرف میکردم و یادم نیست دقیقا چیا بودن ولی در این حد بگم که مثل یک آدم مست یا معتاد، حواسم نبود چی میگم، چیکار میکنم، کجا میرم، با کی هستم. حالیم نبود خطر چیه، امنیت چیه، واقعیت چیه و یا رویا. هر هفته با یکی بودم، همزمان با چند نفر بودم، توی یک روز، جدا میشدم و میرفتم نفر بعدی.
ادامه مطلب ...یک اتفاق فوق کیری و بسیار بد افتاد الان که فعلا نتونستم هضمش کنم، حالا میام میگم.
یادتونه چقدرررر برای پروپوزال ناله کردم؟ امروز استاد نمرات رو گذاشت و بهم ۲۰ داده، واقعا خوشحال شدم بعد از مدت ها، چون خاطرم هست چقدر پاره شدم و چه اتفاقاتی برام افتاد و تو چه ایام سختی اون کذایی رو نوشتم و حالا میره برای تصویب گروه. چون موضوعم به شغل فعلیم مربوطه، باید حالا حالا ها بمونم تو این کار، خدا بهم صبر بده.
یعنی سیستم مدیرم مثل اون پدرایی هست که بچه رو کتک میزنن جر میدن بعد میان دلجویی و عذرخواهی در حالی که پاره شدی از دستشون (پدر خودم دقیقا همینطوری بود)، این مدیره دائما گشنگی بهت میده و اینجوریه که تا میری یک چیزی بخوری سریع صدات میکنه. دقیقه آخر که داشتم میرفتم و literally ژل لازم شدم به زور یک پک رستورانی بهم داد و الان از داروخونه ژل گلوکز گرفتم، در حالی که مثل یک خمیر دندون توی دهنم هست، منتظرم فشارم برگرده به حالت عادی بتونم رانندگی کنم و میخوام این غذا رو بندازم جلوی سگی چیزی واقعا. حالا سیستم تعامل من اینطوریه که رُک هستم توی بعضی چیزها، به طوریکه بهش گفتم بذار من برم مهمون دارم (خواهرزاده هام اومدن ایران) و نذاشت. هی موندیم انجام دادیم، در نهایت که پاره شدیم گفتم "خب بقیه کارا چیاست دیگه"، و گفت "هیچی عزیزم تموم شد!" و منم گفتم "امروز خوب ۱۰ تا پروژه رو کردی تو پاچم"، هر دو خندیدیم در حالی که دستمون پشت کمرمون بود و احتمالا به هم دیگه انگشت میانی نشون میدادیم، مسئله اینجاست که اگر من برم اون کارش فلج میشه و اگر کار اون برام نباشه، خودم مدتی فلج خواهم شد از نظر روانی، چون بیکاری اذیتم میکنه.
من یادم نمیاد تو منو دیده باشی یا اینکه اینجا این کار رو کرده باشم. ولی چشم جعفر عزیز بفرمایید اینم یک نود هنری خدمت شما. مهم دیدنِ پوستِ تن هست بقیه اش دیگه حواشیه، پسورد نذاشتم بقیه هم که مثل شما هستن و بی تاب دیدن نود من مستفیض شن، باشد که این فاک چشم شما رو روشن کنه.
۱. هر دو کلمه ای که مینویسن، یه دونه ":دی" میذارن.
۲. برای اینکه بگن دارن میخندن، مینویسن "خخخخخخ"
۳. "بذارم" رو مینویسن "بزارم"، یا وقتی پست میذارن، بعدش نمیرن بخونن اشتباهات تایپی و املایی رو درست کنن.
۴. از افرادی که دربارشون نوشتن تحت عنوان الف ب ج د یاد میکنن، یا اسم های عجیب میذارن، هندوانه، کدو، خیار و امثالهم.
۵. روزمرگی های به شدت تکراری و یکنواخت دارن و عملا وبلاگشون هیچ چیز جدیدی نداره، خسته کننده.
۶. عرزشی و طرفدار تباهی و خایه مال.
۷. دائما توی تک تک پست ها در حال ناله.
۸. کصخل. نمیفهمی چی نوشته یا خودش رو زده به احمقی.
۹. دنبال مخ زنی به روش و حالات بسیار کرینج.
۱۰. احساس عقل کلی و نظر کارشناسی درباره زندگی، سیاست، روابط در حالی که هیچی بارشون نیست، آخه تو کی باشی انقدر گُه میخوری از پشت گوشی اونم تو این محیط تخمی نظر میدی.
۱۱. پست های خیلی طولانی یا پست های خیلی کوتاه بی محتوا مینویسن.
۱۲. وبلاگشون آراسته و مرتب نیست.
۱۳. به صورت کتابی مینویسن، "آمده ام، گفتند، نشسته اید"، اینجوری.
۱۴. تعامل با مخاطب صفر، فکر کردی چه خری هستی؟ جمع کن بابا.
۱۵. توهم توطئه و داشتن دشمن فرضی، اینکه مثلا فکر کردن خیلی مهمن وقتی انقدر سانسور شده و مخفیانه مینویسن، کدگذاری شده در واقع.
۱۶. خارج نشین های مرفه بی درد دو هزاری.
۱۷. مذهبیِ افراطیِ آخوند پرست.
۱۸. هموفوبیک.
۱۹. دیر به دیر آپدیت میکنن.
۲۰. کصخلای کتاب و گیم و کوهنوردی.
امروز که دوباره صبح رو دارم میبینم، هنوز تو شوکم چطوری دیشب گذشت. ادامه مطلب ...
چند لحظه بود که اینجا کار نمیکرد، واقعا ناامید بودم که نمیتونم حرف بزنم دو کلمه، بعد دیدم باز شد، خاک برسرشون با این سرویس تخمی. نمیدونم اینو پاک میکنم یا نه، اما کسایی که منو میخونن میدونن که غالباً چنین پست هایی نمینویسم، اما وقتی مینویسم اصلا حالم خوش نیست. ادامه مطلب ...
خوب باش و خوب بمون که هر تبر و زخمی، ریشهی پینه بسته ای برای تازیانه های آیندهست.
عقل نداری راحتی ادامه مطلب ...
ورزش سنگین خیلی وقتها باعث تناسب اندام نیست و افزایش حجم رو به همراه داره، شلوار هام اندازم نیست و تقریبا روانی شدم، در حالی که این لباس ها مربوط به چند ماه پیشه و هر چند وقت یکبار کلی ضرر از جهت لباس دارم. شلوار رو نمیتونم بالا بکشم و کت و پالتو ها بازو هام رو به درد میارن، از نظر آقایون این قضیه سکسی به نظر میرسه که شلوار زیر باسن گیر میکنه ولی از نظر من عذاب آوره چون هم لباس مورد علاقه رو نمیشه پوشید و هم باید هزینه مجدد کرد برای سایز بزرگتر. از طرفی هم شرایط کاهش حجم و وزن ندارم چون تنها راه فوری من fasting هست که اینم اذیتم میکنه.
از جام بلند شدم، نشست، پیشونیش رو بوسیدم. رفتم به اتاقم، در رو نیمه باز گذاشتم. روی تخت نشستم و منتظر شدم و وقتی چند لحظه بعد، اون راهروی تاریک رو چهار دست و پا طی کرده بود و نور قرمز و نارنجی، راهنماییش کرده بودن که کجا باید بیاد، سرش رو روی پام گذاشت و موهاش رو نوازش کردم و همزمان، جمعش کردم و بالا بستم، وقتی به چشم هام نگاه میکرد، یاد Massive Attack افتادم که میگفت:
Her eyes
She's on the dark side
Neutralize
لب هاش رو بوسیدم، مثل اولین بار، مثل آخرین بار، برای جبران تمام بوسه هایی که به خاطر آدم های اشتباه توی گذشته ام هدر رفته بود، بدنش رو بالا کشیدم و روی پاهام نشست، با چشم های خیس و در عین حال، یک ذوق زدگی که تازه داشت جون میگرفت، زمزمه کرد که "من رو ببخش" و من با لبخند بهش گفتم "خفه شو"، بغلش کردم و روی پوست گردنش، نفس کشیدم، برای تمام هوایی که با فکر کردن به تصمیمات غلط و احمقانه ام به زجر دادن دوتامون آلوده شده بود، زبونش رو بین دندون هام نگه داشت و تلاشی برای نجات دادن خودش نمیکرد، در مخمصه بود و من آزاد، توی اون گرفتاری می چرخیدم و دنبال راه حل بودم، چیزی که هیچوقت پیدا نکردم.
خیلی میخوام بنویسم ولی پلک هام نمیذارن و این باعث ناراحتیم میشه.
آلبوم با این عنوان پست از لوئیس تاملینسون طوری هست که تمام ترک هاش بی نظیره و نمیتونم دست از شنیدنش بردارم.
I am an addict
when it comes to underrated artists
من همونم که درمورد مسخواقعیت پیام داد، خوندم پستتو همون روز بعد چیزایی که گفتی رو به کار گرفتم
تاحالا دقت نکرده بودم به اینکه یه چیز ریتمیک یا لوپ مانند یا هرچی که توش غرق شم حالمو بدتر میکنه (چون مال من دائمیه و از این حالت بیرون نمیام نمیتونم بگم تریگر، ولی اوقاتی هست که خیلی خیلی بدتر میشه)
توی وبلاگم با چیزای جالبی مواجه میشم معمولا، که این یکی از اونهاست. افرادی با هویت واقعی خودشون انتقاد و توهین دارن و اعلام میکنن که مثلا ما از این نوع وب ها و نویسنده ها و مطالب بیزاریم و دقیقا همون افراد با هویت غیر واقعی و ساختگی، بسیار مهربانانه و مشتاق دنبال رمز پست ها هستن و میخونن و بازخورد های متفاوت و عجیبی در مقایسه با چیزایی که قبلا گفتن میگن. به مواردی چون نحوه نوشتن، زمان بندی پیام ها، آدرس ایمیل های ذخیره شده و آیپی توجهی ندارن که من دارم میبینم و متوجه میشم کی به کیه حتی اگر تلاشی نکنم. من که مشکلی ندارم ولی یک پیام دارم برای این دسته افراد و اون اینه که اینجا اونقدرا هم جدی نیست ولی کلا یکبار زنده ای، با افتخار خودت باش.
چه برفی میاد باز. یک مشکلی که دارم با این دورهمی های مثلا goodbye party هست... ادامه مطلب ...
امشب متوجه شدم هیچ حریم خصوصی ندارم و این بدیهی هست چرا که همه چیز در اینجا عمومی شده، ضمناً روز خوبی نداشتم. ادامه مطلب ...
یک سری چیز ها پیش میاد و واقعا طنزه، من وقتی اینهارو تجربه میکنم خنده ام بند نمیاد، کلا سخته برام کنترل خنده. دیدم افراد از خاطرات خنده دار میگن از کاراشون، منم گفتم اینجا بنویسم:
یک. سرکار بودم که همکارم به یک آقایی گفت: "آقای کاملی، شما مدارکتون ناقصه." ادامه مطلب ...
سلام محیا معنی این جمله توی پست ثابت چیه؟ ترجمشو میخوام بدونم مرسی :-* و اینکه از کدوم شاعر/نویسندست؟ ادامه مطلب ...
امروز توی صفحه اول و وبلاگ های بروز، یکی گفته بود بهش آهنگ خوب معرفی کنیم چون ۷۰۰ تا آهنگش رو حذف کرده، بعد من رفتم براش این کامنت رو بذارم که همون لحظه سریع وبلاگش پسورد دار شد. اصلا موندم، قشنگ با صدای بلند گفتم: "وا". میذارم برای کسانی که دنبال آهنگ هستن، متن کامنت به شرح زیر:
الان بیشتر آهنگ ها رو اگر توی گوگل سرچ کنی و کلمه "طرفداری" رو جلوش بذاری بهش دسترسی داری، چون مردم میان و توی این سایت آپلودش میکنن، یک رسانه ورزشی هست ولی هر چیزی توش پیدا میشه. حتی میشه اسم خواننده هارو زد و بعد طرفداری رو نوشت، بعضی ها کل آلبوم یک آرتیست رو اونجا میذارن، فیلتر هم نیست. گاهی وقت ها افراد آهنگ هارو با متن و ترجمه هم میذارن. من که خودم الان کلا از اونجا میشنوم. زمانی هم هست که اجرای لایو هم میذارن.
داشتم اینو میدیدم، Mind If I Stay از Kadebostany
https://www.tarafdari.com/node/1189316
امروز عصر باشگاه دارم. معمولا از چند ساعت قبلش توی خونه بدنم رو گرم میکنم یکم، توصیه میکنم شما هم اگر ورزشی غیر بدن سازی دارید این کار رو بکنید. اینها رو اینجا میذارم تا سال بعد بیام و ببینم چقدر پیشرفت کردم. دو حرکت "پل" و "بالانس" همیشه برای من جالب بودن چون از اولین حرکت هایی بودن که قفلشون برام باز شد. توی بدن سازی شما به دلیل فشار و انقباض، طول عضلات رو کم می کنید و انعطاف خیلی میاد پایین. منم وقتی فیلدم رو تغییر دادم این اتفاق برام افتاد. سه ماه اول ژیمناستیک با درد غیر قابل کنترل همراه بود و بعد تدریجی رفع شد. یادمه یکی توی اینجا میگفت که ورزش باعث پیری زودرس میشه چون حینش داری عصب ها و عضلات رو تحت استرس دائمی میذاری و فرسوده میشن، والا چی بگم، من که قبول ندارم، نظر شما چیه؟
امشب یکی از دوستان این پیام رو گذاشته با توجه به تجربه مشابه با من:
کلمه مسخ واقعیت رو دیدم و پریدم تو باکس!!!! باورم نمیشه یکی که تجربش کرده...
ادامه مطلب ...